0%

قصه فسقلی و آرزوی بزرگش

دموی این قصه:

داستان ما از  پیرمرد و پیرزنی شروع می شود که در یک دهکده زندگی میکردند و همیشه آرزوی داشتن فرزند را داشتند در یک روز بصورت اتفاقی در حال قدم زدن متوجه گریه نوزادی می شوند… آنرا به خانه خود می برند، اسمش را فسقلی می گذارند و از او مراقبت می کنند. روزها میگذشت و پیرمرد و پیرزن هرکاری برای بزرگ شدن فسقلی انجام میدادند اما فایده نداشت که نداشت فسقلی همانطور فسقلی مانده بود و قدش هیچ رشدی نمیکرد. این باعث شده بود فسقلی نتواند برای خود دوستی پیدا کند و همیشه مورد تمسخر دیگران قرار می گرفت. یک روز تصمیم بزرگی را با پیرمرد و پیرزن که حالا پدر و مادر او بودند در میان می گذارد تا برای آنکه شخص بزرگ و مهمی شود به شهر رفته تا درس بخواند. در مسیر عملی کردن این تصمیم به قصر پادشاه راه پیدا می کند و محافظ دختر شاه می شود با غول هایی که قصد آزار دختر شاه را دارند می جنگد و بر آنها پیروز می شود با چوب دستی جادویی که غول ها به او میدهند دختر پادشاه آروز میکند تا فسقلی بزرگ شود و فسقلی بزرگ شده و به جوانی که دل دختر شاه را می برد تبدیل می شود

1,500تومان

پس از خرید، لینک دانلود « قصه ی کامل » را دریافت خواهید کرد